|
|
|
|
| شنبه, 22 اسفند 1388 11:17 | |
|
چهار موج متوالی که در طول تاریخ منشا تغییرات و تحولات اقتصادی بودهاند، از کشاورزی، انقلاب صنعتی، جامعه خدماتی و انقلاب اطلاعات نشات گرفتهاند.
در هزاره پیشرو، بشر حداقل پنج موج دیگر را تجربه خواهد کرد که نیروی محرکه آنها افزایش اوقات فراغت، علوم مربوط به حیات، مواد فوق پیشرفته، عصر جدید هستهای و عصر جدید فضا خواهند بود. هر کدام از نیروهای تغییرات مربوط به چهار موج اول باعث بهوجود آمدن عزم حرکت و تحولی در طول سالیان دراز گذشته شدهاند و افراد مطلع و محققان زیادی این موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند. عصر کشاورزی بهطور عمده متکی به کاشت و برداشت محصولات از زمین بود. در این دوره به استفاده از حیوانات نیز میتوان اشاره کرد. شغلهای مربوط به کشاورزی در ایالات متحده در دههای از لحاظ کمی اوج گرفت. اما شغلهای مربوط به عصر صنعتی که مشخصه اصلی آن تمرکز روی تولید انبوه بود، در دهه 1880 اوج گرفت. موج سوم که با نام عصر خدمات شناخته شده است شغلهای مربوط به دوره خود را ایجاد کرد که نقطه شروع اوج گرفتن این مشاغل در اواسط دهه 1930 در ایالات متحده آمریکا بود. عصر اطلاعات که ظهور فناوریهای ارتباطات و رایانه باعث بوجود آمدن آن شده است هم اکنون نیز در حال رسیدن به نقطه اوج خود در زمینه اقتصاد و اشتغالزایی است ولی بهطور نسبی میتوان برتری و تسلط این دوره را تا 20 سال آینده تصور کرد. دو دهه زمان کوتاهی برای شروع تفکر نسبت به موج بعدی تغییرات نیست. سوال اینجاست که موج بعدی تغییرات چه تحولاتی را به همراه خواهد داشت؟ تغییر و تحولات جاری بهطور عمده با ظهور شرکتهای فراملی جدید پدیدار شده و رهاورد این ظهور بهبود و همچنین نزول در آمدها و نرخ اشتغالزایی میباشد که در نتیجه ساختاردهی دوباره به اقتصاد و تاثیرگذاری بر اقتصاد جهان بوجود میآیند. جایگزینی فناوریهای جدید به جای قسمتها و بخشهای تولیدی و خدماتی ضربه سختی به ساختار اقتصادی فعلی بوده و در آینده نیز خواهد بود. برنامهریزی برای چگونگی تقابل و رودررویی با چنین تغییرات بنیادینی از ضروریات مهم هر سازمانی جهت کاهش خسارتهای احتمالی است. بقای کل صنایع و رشد اقتصادی آینده بستگی به قرار داشتن در صف مقدم فناوریهای نوظهور دارد. پنج موج تحولاتی که نام برده شد، هر کدام دورهای از چیرگی و تسلط را تجربه کرده و سپس دوره زوال را تجربه خواهند کرد، درست مثل چهار موجی که قبلا عنوان شد. هر کدام از این امواج تحولات ابتدا بهعنوان بزرگترین عامل اشتغالزایی و سپس بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدات ناخالص ملی مطرح خواهند شد. تحقیقات دقیق نشان میدهد که نیروهای محرکه مربوط به تغییرات بنیادین اقتصادی در طول دههها یا حتی قرنها تجمع یافته و سپس باعث اوج گرفتن تحولات در دوره زمانی کوتاهتری شده و موج تغییرات را به نقطه اوج آن میرسانند. هر کدام از این پنج موج تحول اقتصادی که بنظر در شرف وقوع میآیند، هماکنون نیز با مطالعه نیروهای پیشران مربوطه، قابل شناسایی و تخمین میباشند. چیرگی عصر اوقات فراغت کسب و کارهای مرتبط با اوقات فراغت مثل سینما، ویدئو و سالنهای موسیقی و ... تا سال 2015، 50 درصد تولید ناخالص ملی اکثر کشورهای پیشرفته را به خود اختصاص خواهند داد. سرگرمیهای بزرگ شامل فیلم، تلویزیون، انتشارات، موسیقی، هتل و شهرهای بازی در صف اول عصر زمان فراغت قرار دارند. یکی از علائمی که مقصد حرکت هر ملتی را نشان میدهد، حقیقت کوچکی است که از انتخابهای آنها استنباط میشود. برای نمونه در سال 1960 پانزده میلیون آمریکایی از سرزمین والت دیسنی (Disney Land) واقع در آناهیم (Anaheim) دیدن کردند در حالیکه تنها10/8 میلیون نفر (بدون در نظر گرفتن مسافرتهای تجاری) به پایتخت آمریکا مسافرت کردهاند. در این حال، سرمایهگذاران زرنگ و باهوش، شروع به تغییر جهت سرمایهگذاریهای خود از شرکتهای تولیدی - صنعتی به سمت شرکتهای فراملی و فعال در زمینه دنیای سرگرمی کردهاند. همانطور که جامعه در طول هر کدام از اعصار گذشته با پیشرفت مواجه شد، بر میزان اوقات فراغت بشر افزوده شد. زمانی که انقلاب کشاورزی حدود 10 هزار سال پیش بهوقوع پیوست، بشر آن زمان دیگر نیازی به صرف وقت و زمان خود برای شکار و ذخیرهسازی گوشت حیوانات نداشت. لذا شاید 10 درصد از طول عمر خود را صرف فعالیتهای سرگرمکننده کرد. بین سالهای 6000 قبل از میلاد مسیح تا 1500 میلادی، صنعتگران و پیشهوران و تولیدات آنها باعث شد تا دیگران زمان بیشتری برای اوقات فراغت خود پیدا کنند و تا آن زمان حدود 17 درصد از زمان متوسط عمر خود را در این امور صرف کردند. در قرن هجدهم ظهور ماشینآلات قدرتمند مثل موتور بخار باعث تسریع اقدامات تولیدی و افزایش زمان 23 درصدی اوقات فراغت شد. تا دهه 1990، ماشینهای الکتریک سرعت تهیه هر چیزی را از تهیه غذا گرفته تا مسائل مربوط به حملونقل را بیشتر کرده و در نتیجه مردمان جوامع پیشرفته توانستند 41 درصد از زمان فعالیتهای روزمره خود را به امور سرگرمی و تفریحات موجود اختصاص دهند. تا چندی قبل از سال 2015میلادی، فناوریهای جدید و تعدادی از روندهای فعلی برای افراد جوامع پیشرفته امکان استفاده از 50 درصد اوقات کاری خود در زمینه سرگرمی و تفریح را مهیا خواهند کرد. متوسط ساعات کاری در هفته بهطور پیوسته از 72 ساعت در اواخر دهه 1700 به 40 ساعت در دهه 1990و سپس به 30 ساعت در بعضی از کشورهای اروپایی در سال 2005 کاهش یافته است. امروزه در کشورهایی که دولتهایشان در کنترل احزاب موسوم به حزب کارگر میباشند، حتی صحبت از 24 ساعت کار در هفته نیز در جریان است. در این میان، تعطیلات رسمی نیز بهطور پیوسته در حال افزایش میباشند. در سال 1998 تنها ده روز بهعنوان تعطیل رسمی در آمریکا به حساب آمده که ادارات دادگاههای فدرال تعطیلهای بیشتری داشتند. در دیگر کشورها حتی 18 روز بهعنوان تعطیلی رسمی و سالانه وجود دارد که مناسبات نژادی، قبیلهای و مذهبی مشوق افزایش این تعطیلات میباشند. بسیاری بر این باورند که در نهایت ایالات متحده نیز شاهد افزایش تعطیلات رسمی خواهد بود. مرخصیها نیز طولانیتر خواهد شد. بهعنوان مثال، آمریکاییها امروزه تنها دوازده روز حق مرخصی دارند و پیشبینی میشود که این تعداد به 40روز در سال 3000 میلادی برسد. کارگران فنلاندی در سال 1993 از 37 روز مرخصی برخوردار بودند. در مقایسه با ایالت متحده، کشورهای اروپای غربی از تعطیلاتی تا دو تا سه برابر برخوردار هستند. برای نمونه، تعداد روزهای مرخصی در هلند بهطور متوسط 32/5 روز در ایتالیا 32 روز و در آلمان 30 روز میباشد. غیبت و عدم حضور در سر کار نیز با استفاده از حقوق و مزایا یا بدون استفاده از آن در حال افزایش است. امروزه کارمندان و کارگران زودتر خود را بازنشسته میکنند متوسط سن بازنشستگی در آمریکا در بین سالهای 1950 تا 1955، 67 سال بوده و در بین سالهای 1985 تا 1990 به 63 سال رسیده است. در سال 1994 سن بازنشستگی به 60 سال کاهش یافت. با این وجود، سن بازنشستگی دوباره افزایش خواهد یافت. سن مشمول شدن برای دریافت بیمههای تامین اجتماعی تا سال 2022 از 65تا 67 افزایش خواهد یافت. تا سال 2025 بهدلیل بهبود شرایط زندگی، طول عمر افراد افزایش یافته و آنها زندگی طولانیتر و سالمتری را تجربه خواهند کرد. لذا پیشبینی میشود که سن بازنشستگی به 70 سال برسد. برای یک لحظه تصور کنید که طول عمر بشر به 160 سال رسیده است. اگر 60 سالگی سن بازنشستگی باشد، آنگاه شخص مورد نظر یک قرن باقیمانده را چگونه خواهد گذراند؟ طلیعه اقتصاد مربوط به اوقات فراغت در پهنه خلق و خوها، دیدگاهها و فعالیتهای جدید بشر ظهور خواهد کرد. افراد جامعه آینده بجای خرید کالا، مشتاق به صرف هزینه برای کسب تجربه عملی خواهند بود. کسبوکارهایی که ماجراجویی و هیجان را بهعنوان کالای اصلی خود به خریداران ارائه میکنند، در این زمان با رشد بسیار چشمگیری مواجه خواهند شد. مردمان جوامعی مثل آمریکا خواستار مشاهده و دیدن دیگر قسمتهای جهان خواهند بود. در این میان، چین بهعنوان یکی از مکانهای پر جاذبه توریستی در جهان تا سال 2020 خواهد بود. برای بعضی از افراد صرف اوقات فراغت در جهت پرورش پتانسیلهای درونی خود شاید گزینه اصلی باشد. افراد بیشتری وقت خود را صرف مسائل روحی و ذهنی کرده و روشهای قدیمی سیر و سلوک در جستوجوی معنی زندگی دوباره جان تازهای خواهند یافت. اما بنظر میرسد بیشتر افراد وقت فراغت خود را صرف ورزش و سرگرمیهای تفریحی بکنند. سال ۲۱۰۰ عصر علوم مربوط به حیات علوم مربوط به زیستشناسی تا سال 2100 بر فعالیتهای اقتصادی چیره شده و تا حدودی نیز در قرن بعدی ادامه پیدا خواهد کرد. کدگشایی ژن انسان و دیگر ارگانیسمها، فصل جدیدی از تحولات بالقوه را ایجاد میکند. آشکار شدن اسرار حیات که یکی از معماهای بزرگ بشر در همه اعصار بوده است، در این دوره آغاز میشود. درک و فهم طرح اولیه حیات، به مهندسان ژنتیک این امکان را خواهد داد که فرآیند تکامل گیاهان و درختان، حیوانات و نوع بشر را به کنترل خود در آورند. تا اوایل سال2020 قدرتهای سیاسی - اقتصادی باعث بزرگترین تقسیمبندیهای اخلاقی و نژادی در طول کل حیات بشر خواهند شد. اصلاح نژادی یا به عبارت دیگر کنترل هوشمندانه بشر نسبت به تکامل خودش یکی از مباحث جنجالبرانگیز در آن زمان خواهد بود. سازمانهای مذهبی در کنار دیگر منتقدان، تلاشهای بیامانی را برای مقابله با فناوریهای اصلاح ژنتیک خواهند کرد. چنین مقاومتی در برابر پیشرفتهای مشابه علوم زیستشناسی دیده شده است. سالهایی نه چندان دور رهبران کلیسا پیوند زنی گیاهان و درختان را همچون کفرگویی تقبیح میکردند ولی در نهایت مهندسی ژنتیک به این موانع فائق خواهد آمد. زیرا منافع این فناوری از جمله ریشهکن کردن بیماریهای ارثی، افزایش طول عمر، افزایش تولید غذا و مواد خوراکی و بهبود اثر بخشی مواد دارویی بسیار مهمتر از آن است که توسط گروهها یا اشخاصی مورد انکار قرار گیرد. هم اکنون موضوع از بین بردن بیماریهای ارثی در دسترس بشر قرار گرفته است. بیش از 4000 ژن که در ارتباط مستقیم با مشکلات وراثتی میباشند، شناخته شدهاند. امروزه شرکتهای تجاری صفحات کوچک و لغزندهای را تولید کردهاند که به راحتی با DNA واکنش داده و بیماری ژنتیکی احتمالی را تشخیص میدهند. این صفحات کوچک در حقیقت نقش یک آزمایشگاه بسیار کوچک را بازی میکنند. با استفاده از این امکانات سلولهای جنینی انسان جهت شناسایی مشکلاتش مورد بررسی قرار میگیرند. بعد منفی این فناوری را میتوان چنین تشریح کرد که جنینهایی با مشکلات ژنتیکی از جنینهای سالم جدا شده و از بین میروند. در حقیقت این عمل را میتوان نوعی سقط جنین یا قتل عمدی افراد بالقوه مریض برشمرد. نوزادان سفارشی که هزینه بالایی برای والدین دارند در نهایت نفع زیادی در زمینه سلامتی و زندگی بدون مشکل را خواهند داشت. چنین موضوعی در نهایت به یک هنجار اجتماعی تبدیل میشود. کنترل زاد و ولد به یک عمل بسیار سادهای تبدیل شده و در بسیاری از مناطق جهان به اجرا گذاشته خواهد شد که تبعات اقتصادی عظیمی خواهد داشت. افزایش طول عمر انسان به 120 تا 160سال مشکلات دیگری را بهوجود خواهد آورد. چطور افراد یک جامعه دوره بازنشستگی صد ساله را تحمل خواهند کرد؟ به نظر میرسد که جوامع میبایست در این شرایط چارهای برای مساله خودکشی و پوچگرایی بیندیشند.فناوری زیستی باعث افزایش محصولات کشاورزی خواهد شد. محصولاتی که توسط مهندسی ژنتیک طراحی شدهاند، توانایی رشد در محیطهای نامناسب را پیدا کرده و محصول نهایی دارای مواد مقوی و مغذی خواهد بود. بهطور مثال امروزه گوجهفرنگیهایی بهطور مصنوعی و با مهندسی ژنتیک پرورش مییابند که مقاومت بالایی در برابر فاسد شدن و حتی صدمات ناشی از حملونقلهای خشن دارند. هورمونهای رشدی که در آزمایشگاهها تولید شدهاند به گاوها تزریق شده و باعث افزایش میزان شیردهی آنها میشود. تمامی این موارد به مفهوم افزایش بسیار زیاد تولید و عرضه مواد ضروری میباشد. مهندسی ژنتیک هماکنون نیز قادر به تولید غذاداروها میباشد طوری که این مواد حاوی واکسن یا دیگر مواد دارویی بوده و لذا باعث افزایش ایمنی بدن در برابر بیماریها میشوند. گیاهان و مواد رستنی شاید به زودی طوری طراحی شوند که فقط محصول نهایی را تولید کنند یعنی بهعنوان مثال با استفاده از زیست فناوری میتوان بدون اینکه ریشه، بدنه، برگ، ساقه یا حتی دانهای وجود داشته باشد، آب پرتقال تولید کرد. در نهایت باید گفت که اصول ژنتیک برای شبیهسازی اعضای بدن انسان بهکار گرفته شده یا حتی مکانیسم پیر شدن را کشف و متوقف خواهد کرد. احتمال فناناپذیری برای انسان چندان دور از ذهن نیست. افزایش جمعیت جهان و نرخ تولیدی بالا از مشخصههای اقتصادی این دوره میتواند باشد. عصر جدید هستهای طلیعه عصر جدید اتمی با پدیده جوش گرما هستهای پا به عرصه وجود خواهد گذاشت. جوش هستهای از هیدروژن بهصورت بیحد و حصر استفاده کرده و لذا نیاز به انرژی را بهطور گسترده تامین خواهد کرد. در این عصر انسان با شبیهسازی واکنش هستهای خورشید توانایی تولید نامحدود انرژی را بهدست خواهد آورد. نیاز به انرژیهای گرما هستهای با توجه به تمام شدن صنایع نفتی در سالهای بین2050 تا 2100 به حداکثر خود خواهید رسید. (انستیتو نفت آمریکا میزان ذخایر نفت خام در کره زمین را حدود 2 تریلیون بشکه تخمین زده است که حداکثر تا 95 سال دیگر قابل استحصال خواهد بود). سالهای قبل از 2050 اقتصاد دنیا دوباره به سوی زغالسنگ گرایش پیدا خواهد کرد. سپس حول و حوش سالهای 2250 تا 2500 میلادی ذخایر زغالسنگ نیز تمامشده و با توجه به اینکه نفت نیز کاملا از بین رفته است، لذا نیاز به منبع انرژی دیگر یک ضرورت خواهد بود. جوش هستهای هیدروژن میتواند تا 50 میلیون سال انرژی کل دنیا را تامین کند. آب اقیانوسها تا عمق 3 متر از سطح، بهاندازه کافی یکی از ایزوتوپهای هیدروژن به نام دوتریم (Deuterium) را داراست که بهترین ماده اولیه راکتورهای جوش هستهای با هیدروژن میباشد. استحصال هیدروژن از لایه سطحی زمین نیز به این میزان هیدروژن اضافه شده و منبع لایزالی برای انرژی در آینده خواهد بود. البته دریافت هیدروژن از دیگر کرات و خارج از جو زمین نیز یکی دیگر از منابع تامین هیدروژن میباشد که فراتر از نیاز بشر برای تامین میباشد. همچنین هزینه تبدیل دوتریم به ترتیتیم (Tritium) که ایزوتوپ دیگری از هیدروژن بوده و قدرت تامین انرژی حدود چهار برابر بیشتر از دوتریم را داراست، چندان زیاد نیست. برای مقرون به صرفه بودن استفاده از جوش هستهای، نوآوریهایی در حوزههایی مانند شیمی پلاسما، فیزیک، توسعه محفظههایی با مقاومت بالای حرارتی، لیزر و تصفیه بهینه مواد خام، نیاز حتمی است. اما این مشکلات غیرقابل حل نیستند. موضوعاتی که باید مد نظر قرار گیرند، همانا فرآیندهای قانونگذاری، ساخت و دیگر اقدامات مربوط به شروع عملیاتهای ساخت میباشد. با در نظر گرفتن همه موارد زمان زیادی میبایست صرف تحقیقات شود. به نظر میرسد که افتتاح اولین موسسه تولید انرژی با جوش هستهای هیدروژنی در سالهای 2025 بهوقوع بپیوندد. دیگر منابع تولید انرژی مثل صفحات فوتوولتائیک (Photovoltaic) که انرژی خورشیدی را به انرژی الکتریکی تبدیل میکند نیز در این دوره وجود خواهند داشت ولی سهم کوچکتری از تولید انرژی را به خود اختصاص خواهند داد. بهعنوان مثال قدرت باد در سال 1997 تا حدود 7630 مگاوات در ایالات متحده برق تولید کرد. با وجود اینکه رقم تولید انرژی چندان بالا نیست ولی این گونه روشهای تولید انرژی همچنان به راه خود ادامه خواهند داد. انتظار میرود سلولهای سوختی تا سال 2025 توجیه اقتصادی پیدا کرده و در بیشتر نقاط جهان مورد استفاده قرار گیرد. عصر جدید فضا شرکتها و موسسات اقتصادی فعال در خارج از کره زمین در سالهای 2500 بیشتر فعالیتهای اقتصادی را به خود اختصاص خواهند داد. قرنهاست که بشر با تلسکوپ و دیگر وسائل این چنینی مشغول رصد کردن فضای بیکران خارج از جو زمین میباشد. فیزیک نجومی و رشتههای مطالعاتی مشابه بهطور گسترده و مداوم در حال کشف اسرار بیشتری از کهکشانها بوده و اطلاعات بیشتری در اختیار بشر قرار میدهند. سفینههای فضایی هماکنون مشغول کند و کاو فضای بیرون از جو زمین هستند. کهکشان راه شیری که زمین نیز جزئی از این کهکشان میباشد، حدود 2500 تا 3000 میلیارد سیاره دارد. بهطور کلی تخمین زده میشود که کل کائنات حدود 200 میلیارد کهکشان داشته باشد. با وجود چنین ابعاد عظیمی از کائنات، کسبوکارهای فعال در زمینه مطالعات فضایی در حال ساختن امکاناتی برای مسافرتهای فضایی یا به عبارت دیگر توریسم فضایی هستند. به موازات گردشگری در دیگر مدارات فضایی، استفاده از منابع طبیعی دیگر سیارات نیز در کانون توجه شرکتها و موسسات اقتصادی قرار دارد. استخراج مواد معدنی و خام از دیگر سیارات مثل کره ماه گزینههایی است که در آزمایشگاههای این شرکتها در حال بررسی است. فناوریهای زیادی جهت رسیدن به عصر جدید فضا ضروری است که تا تحقق کامل آنها زمان زیادی باید منتظر شد. نویسنده: گراهام مولیتور ترجمه: عزیز علیزاده
|
کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه گسترش صنعت بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است ©