به روز شده در: 31 اردیبهشت 1391 15:20:17
آمار بازدید کنندگان
 | امروز | 4215 |
 | دیروز | 6007 |
|
چهار شنبه, 03 اسفند 1390 06:00 |
|
طی ۱۰ سال گذشته طیف وسیعی از صنایع و کارخانههای چینی در مقیاس گستردهای قیمتهای خود را کاهش دادهاند.
یکی از استراتژیهایی که چینیها از آن برای کاهش قیمت تمامشده یا پایین نگهداشتن قیمتها و جلوگیری از افزایش آن استفاده میکنند، جنگ قیمتها نام دارد. جنگ قیمتها در واقع مبارزهای برای کاهش قیمت تمامشده در بازارهای صادراتی و ارائه کالای ارزانقیمت در سایر کشورهاست. این راهبرد بهصورت کاملا کاربردی در صنایع کشور چین بهعنوان یک راهکار اقتصادی مورد توجه قرار گرفته و حتی از نظر فرهنگی نیز بهطور کامل در این کشور نهادینه شده است. اگر بنگاههای چینی، اهداف فروش و تامین منافع خود را در شروع یا ادامه جنگ قیمتها بدانند، از انجام آن به هیچوجه فروگذاری نخواهند کرد. در حقیقت، در چین جنگ قیمت و کاهش قیمت تمامشده از بازارهای داخلی شروع میشود و بهعنوان استراتژی بازاریابی موثر توسط بنگاهها و مدیران در سطح بینالمللی نیز توسعه مییابد. طی دهه گذشته برندهای مشهوری از رایانه، تلفن همراه و خودرو که سهم کمتری در بازار چین داشتند، توانستند با اتخاذ استراتژی جنگ قیمتها سهم بازار خود را تا ۵۰ درصد افزایش دهند. به عنوان مثال Chery، اتومبیلی است که میرود تا در بازارهای آمریکا جای خود را پیدا کند و این دستاورد را از طریق استراتژی یادشده کسب میکند. براساس تحقیقی که توسط پیتر ناوارو در مورد اقتصاد قیمتی چین انجام شده است، هشت عامل اصلی اقتصادی سبب کاهش قیمتهای تمامشده محصولات تولیدی چین و رقابتپذیری آن در بازارهای جهانی میشود. این عوامل به همراه سهم هر یک در مزیت قیمتی کالاهای تولیدی شامل هزینههای پایین دستمزد نیروی کار (۳۹ درصد)، تولید خوشهای شبکه صنعتی (۱۶ درصد)، سرمایهگذاری مستقیم خارجی به عنوان کاتالیزور (سهدرصد)، یارانههای صادراتی که غالبا به صورت یارانههای تولیدی پرداخت میشود (۱۷ درصد)، پایین نگهداشتن ارزش پول ملی (۱۱ درصد)، دزدی صنعتی و کپیبرداری (۹درصد)، رژیم قانونگذاری اهمالکار نسبت به محیط زیست (۲/۵ درصد) و ایمنی و سلامت کارکنان (۲/۵درصد) است. بهطور کلی تعداد تقریبی SMEها در اقتصاد چین ۴۳میلیون بنگاه است که حدود ۹۹/۶ درصد کل تعداد بنگاههای چین را شامل میشود. SMEها در اقتصاد چین ۵۸/۵ درصد از تولید ناخالص داخلی، ۵۹ درصد از کل فروش داخلی و ۴۸/۲درصد کل درآمدهای مالیاتی را شامل میشوند. دولت چین برای تحقق راهبرد جنگ قیمتها و نیز دستیابی به قیمتهای تمامشده رقابتی در بنگاههای کوچک و متوسط خود بر نوآوری بنگاهها، سیاستهای توسعه صادرات، کمک به توسعه دانش و فناوری، اتخاذ سیاستهای حمایتکننده و تسهیلکننده مالی و توسعه سیاستهای بخشبندی و شبکهسازی بازار تمرکز دارد. در این راستا برای تمرکز بر نوآوری بنگاهها، کمیسیون توسعه و اصلاح ملی مسوول سیاستگذاری و تقویت سیاستهای نوآورانه SME در چین تعیین شده است که فعالیتهای اصلی این کمیسیون تشویق SMEها به رقابت منصفانه و توسعه اقتصاد خصوصی، تحقیق درخصوص معیارهای سیاسی برای تسریع رشد SME، تسهیل ایجاد سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای خارجی و ایجاد سیستم خدمات برای SMEهاست. دولت چین نیز سیاستهای حمایتی و هدایتی خود را با افزایش سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه، معافیتهای مالیاتی برای نوآوریهای فناورانه، حمایت مالی برای فعالیتهای نوآورانه، توسعه منابع انسانی برای علم و فناوری، نشر فرهنگ علم و تاسیس پایگاههای نوآوری علم و فناوری اعمال میکند. همچنین برای تحقق راهبرد جنگ قیمتها در این کشور نیز نهاد مالی ارتقای صادرات SMEها از سال ۲۰۰۰ با بودجه سالانهای حدود ۱۰ میلیارد یوآن تاسیس شده که این نهاد برای حمایت از توسعه صادرات بنگاههای چینی اقداماتی از قبیل حمایت از برپایی یا شرکت در نمایشگاههای بینالمللی برای SMEها، حمایت انواع مختلف گواهینامههای بینالمللی مرتبط با قابلیتهای صادرات محصول، توسعه بازار صادراتی جدید، آموزش و پرورش برای مدیران صادرات، تسهیل قوانین و مقررات تجارت خارجی و کاهش هزینههای حملونقل و لجستیک اتخاذ کرده است. مقامات این کشور با حمایت از نوآوری فناورانه در SMEهای فناوریمحور، تسهیل تجاریسازی فناوری توسعهیافته و سرعت بخشیدن به توسعه فناوری پیشرفته در جهت توسعه و توانمندسازی SMEها و تسهیل نوآوری تکنولوژیک آنها گام برداشتهاند. دولت چین همچنین برای توسعه و توانمندسازی SMEها اقدام به ارائه وامهای کمبهره یا بدون بهره به برنامههای توسعهای بنگاهها، ارائه معافیتهای مالیاتی دوساله به بنگاههای دارای فناوری بالا و حمایت از طرحها و فعالیتهای نوآورانه در قالب انکوباتورها کرده است. دولت مرکزی چین وام یا ضمانت وامها را بهطور مستقیم ارائه نمیکند. اما به شکل غیرمستقیم اعطای وامهای بانکی به بنگاهها را بهبود میبخشد. برای تسهیل وامهای اعطایی به بنگاهها توسط بانکهای داخلی، بانک مرکزی چین چندین راهکار برای بانکهای چینی ارائه کرده است که این راهکارها عبارتنداز پیشبینی قوانینی درخصوص ارتقای خدمات مالی به SMEها، افزایش توجه به SMEها و افزایش اعطای وام به SMEهایی که دارای اعتبار بالقوه در بازار هستند. از جمله مزیتهای دولت چین میتوان به مدیریت طیف وسیعی از بنگاههای کوچک در قالب زنجیرهها و شبکههای بههم پیوسته اشاره کرد، بخصوص که کوچک بودن مقیاس بنگاهها خود بهعنوان یکی از نقایص ذاتی SMEها همواره مطرح است. به طور کلی SME دارای صرفه ناشی از مقیاس نیست به همین دلیل با موانع و محدودیتهایی در زمینه دسترسی به آموزش، اطلاعات بازار، لجستیک و فناوری مواجه هستند. برای بهبود این نقایص باید بخشهای صنعت توسعه یابد تا صرفه مقیاس، تاثیر قوی بر بازار و تواناییهای کافی داشته باشد. از جمله سیاستهای چین در راستای حل این محدودیتها، حمایت از ایجاد و توسعه خوشههای کسب و کار در سطح بنگاههای کوچک و متوسط در این کشور است. بهدنبال بررسی تجربیات کشور چین درخصوص تولید انبوه با هزینه پایین، مهمترین راهکارهای مورد استفاده در این کشور در این خصوص تمرکز بر توسعه رقابتپذیری و توانمندسازی بنگاههای کوچک و متوسط و توسعه مشارکت خارجی و افزایش جذب سرمایهگذاریهای خارجی است. همچنین مقامات این کشور با اجرای طرح بهینهسازی هزینهها در سطح بنگاهها، فرهنگسازی مدیریت هزینه و توانمندسازی مدیران بنگاهها و اجرای طرح استراتژی جنگ قیمتها میتوانند در زمینه کاهش هزینه در چین اقدام کنند. کاهش هزینه در کشور چین نیازمند توسعه و بهبود کارایی فرآیندهای تامین، تولید و توزیع با توسعه و تقویت ارتباطات شبکهای، توسعه و تقویت انعطافپذیری در عملیات تولیدی در سطح بنگاهها و تسهیل فرآیندهای اداری، تجاری، مالی و قانونی با هدف سادهسازی فرآیندها و کاهش هزینههاست. همچنین با تمرکز بر توسعه شبکههای کسب و کار، خوشهها و شهرکها در سطح بنگاههای کوچک و متوسط، پایین نگه داشتن ارزش پول ملی، تشویق و حمایت از توسعه خلاقیت و نوآوری در راستای کاهش هزینهها در سطح بنگاهها و تمرکز بر توسعه اقتصاد خصوصی میتوان در راستای کاهش هزینه در این کشور گام برداشت. دولت چین با تمرکز بر توسعه صادرات محصولات و خدمات چینی، کمک به توسعه دانش و فناوری در سطح بنگاهها در راستای کاهش هزینههای زنجیره ارزش، اتخاذ سیاستهای حمایتکننده و تسهیلکننده مالی و کاهش حاشیه سود جهت زمینهسازی ورود و نفوذ در بازارها توسط بنگاهها میتواند در پایین آوردن هزینههای این کشور اقدامات موثری را انجام دهد. در خاتمه برای تولید انبوه با هزینه پایینتر در چین میتوان با رهبری قیمت توسط صنایع کلیدی و دارای تولید انبوه، متنوعسازی راهبردهای بازاریابی، توزیع و فروش، تمرکز بر افزایش سود از طریق افزایش حجم تولید و کاهش هزینههای زنجیره تامین و لجستیک در سطح کشور به نتایج مثبتی رسید.
مهدی فتحاله / رئیس موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
|
کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه گسترش صنعت بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است ©