|   
Events
به روز شده در: 31 اردیبهشت 1391 13:52:47

خبرنامه الکترونیکی

نام   :

ایمیل:

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز3838
mod_vvisit_counterدیروز6007
حلقه‌های پراکنده زنجیر صنایع نساجی و پوشاک باید به هم متصل شوند; مُد و قاچاق،چالش‌های صنعت نساجی
چاپ پست الکترونیکی
نوشته شده توسط غنی‌زاده   
دوشنبه, 23 فروردین 1389 10:54

اگر صنایع نساجی و پوشاک را زنجیره‌ای از تولید مواد اولیه برای تهیه پارچه و نخ تا تولید و عرضه پوشاک در نظر بگیریم، قاعدتا باید نوع نگرش و تنظیم آمار ما عوض شود و آمارهای مربوط به این صنف را به‌طور جامع‌تر در اختیار فعالان و مسوولان این حوزه قرار دهیم. یکی از موضوع‌هایی که طی سه دهه اخیر در کشور ما فراموش شده نیز همین بحث ارائه آمار است.
در واقع فعالان بخش نساجی و پوشاک مثل حلقه‌های یک زنجیر به هم متصل هستند. از خیاطی که در منزل به کار تولید لباس مشغول است، گرفته تا یک واحد بزرگ و شناخته‌شده تولید پوشاک، از فعالان بخش نساجی و پوشاک به شمار می‌روند و اگر قرار است تصمیمی گرفته شود باید شناخت کاملی از فعالان این صنعت داشت ولی آمار ما در این حوزه کافی نیست، به علت این که فعالان در این بخش به حلقه نهایی که با مشتری در ارتباط است، توجه لازم را ندارد.
در صورت توجه کافی به این نکته، ضمن ارتباط با مشتری، می‌توان تغییر سلیقه و مد را به سرعت شناسایی کرد و بازخوردی مناسب برای حلقه‌های قبلی و حتی حلقه‌های ماقبل صنایع نساجی و پوشاک داشت. بنابراین یکی از دلایل عمده مشکلات موجود در صنایع نساجی، فقدان دیدگاهی جامع نسبت به حلقه‌های مختلف این صنعت است.
صنعت نساجی بسیار توانمند است و می‌تواند اشتغال متعدد و متنوعی ایجاد کند. اگر قرار باشد دولت در حوزه ایجاد اشتغال نقش داشته باشد، باید در صنایعی سرمایه‌گذاری کند که اولا قرابت بیشتری با کالاهای مصرفی داشته باشند و دوما تامین‌کننده امکانات مختلف اجتماعی باشند.
از طرفی می‌دانیم سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی که بازده میان‌مدت و بلندمدت دارند، در مرحله اول آثار تورمی خواهند داشت و پس از طی مدت سرمایه‌گذاری با ارائه محصول به بازار تاثیر مثبت آنها آغاز خواهد شد.
این در حالی است که در صنایع کوچک از شروع سرمایه‌گذاری تا رسیدن به محصول و عرضه آن در بازار، مدت کوتاهی طول می‌کشد و سرمایه‌گذاری ریسک کمتری خواهد داشت و از اینرو تورم نیز ندارد.چنین صنایعی با افزایش عرضه، تقاضای بازار را نیز تامین می‌کنند.
در مجموع باید رویکردی جدید به بازار داشته باشیم تا بتوانیم در بازارهای سنتی مثل ایام نوروز، تعطیلات تابستان و بخصوص در اوایل  پاییز که مدرسه‌ها باز می‌شوند، فعالان و کسبه بازار بطور سازمان‌یافته در چنین بازارهایی حضور پیدا کنند.
بحث اینجاست که فعالان بازار باید چگونه کنترل و مدیریت شوند تا نفع خود را در حضور موثر و صادقانه و مطابق با سیاست‌های اتخاذشده، ببینند.
سازماندهی ما در حال حاضر خودجوش نیست یا به عبارت دیگر «برون‌زا»ست. یعنی از بیرون تصمیم می‌گیریم که چه اتفاقی باید در سیستم بیفتد، در حالی که خود سیستم باید منافع خود را تشخیص دهد. دو موضوع اساسی که می‌تواند در حوزه نساجی و پوشاک اطلاعات دقیق و روشنی ارائه کند، میزان واردات و صادرات است. اگر در این زمینه آماری در دسترس است، ارائه کنید.
کاخکی: طی 11 ماه نخست سال 87 ارزش صادرات صنایع نساجی و پوشاک کشور بالغ بر 873 میلیون دلار بوده و در مدت مشابه سال 88، یک میلیارد و 126 میلیون دلار صادرات داشته‌ایم. در کنار این صادرات، در سال 87، یک میلیارد و 10 میلیون دلار واردات داشته‌ایم و این رقم در سال 88 معادل 995 میلیون دلار بوده است.
واردات و صادرات این حوزه شامل انواع محصولات صنعت نساجی و پوشاک مثل کفش، کیف، لباس و پارچه می‌شود.
غنی‌زاده: چه اقلامی در واردات و صادرات نقش عمده را داشته‌اند؟
کاخکی: پوشاک و منسوجات در تجارت این صنعت بیشترین سهم را دارند.
غنی‌زاده: مبادله این اجناس بیشتر با چه کشورهایی است؟
کاخکی: در سال 87 کشورهای امارات متحده‌عربی، آلمان، ترکیه، چین، ازبکستان، کره‌جنوبی، تایوان، ژاپن، بنگلادش و هند در شمار 10 کشوری بودند که بیشترین واردات را به کشور ما داشته‌اند و در سال 88 ژاپن جای خود را به کشور مالزی داد.
عمده صادرات ایران در سال‌های 87 و 88، به کشورهای عراق، افغانستان، آلمان، امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، آذربایجان، ترکمنستان، ایتالیا، لبنان و ترکیه بوده است.
غنی‌زاده: اقلام وارداتی و صادرات ما مشابه یکدیگر هستند یا خیر؟
کاخکی: واردات بیشتر پوشاک آماده برای مصرف است ولی صادرات ما بیشتر به حوزه منسوجات مربوط می‌شود.
غنی‌زاده: چرا صادرات ما بیشتر مواد اولیه و اقلام نیمه‌ساخته است ولی واردات عمدتا کالای نهایی و آماده مصرف را شامل می‌شود؟
کاخکی: به نظر من، این موضوع به‌دلیل کیفیت ساخت و نوع بسته‌بندی محصولات است. کالای واردشده، از لحاظ نوع بسته‌بندی نسبت به محصولات صادراتی ما از کیفیت و تنوع بیشتری برخوردار است.
غنی‌زاده: این که یک کالا مطابق استاندارد و باکیفیت است توسط چه سازمانی مشخص می‌شود؟
کاخکی: موسسه استاندارد در مورد کالاهای وارداتی نظر می‌دهد که آن کالا کیفیت لازم را دارد یا نه.
غنی‌زاده: یعنی حداقل استاندارد را تعریف و تایید می‌کند ولی از نظر کیفیت که در چه سطحی است اظهارنظر نمی‌کند.
کاخکی: بله، یک کالای وارداتی باید حداقل استاندارد را داشته باشد تا موسسه استاندارد آن را تایید کند اما از لحاظ این که آن کالا چه درجه‌ای از کیفیت دارد باید توسط بازار مصرف و میزان تقاضای مردم مشخص شود.
غنی‌زاده: یعنی بازار مصرف ما پیام لازم را به بخش واردات می‌دهد ولی این پیام به تولیدکننده ما نمی‌رسد که چه چیز را باید تولید کند؟
کاخکی: معمولا در مورد محصولات مشابه اینگونه است که وقتی یک محصول باکیفیت با قیمت پایین‌تر از دیگر محصولات مشابه در بازار وجود دارد بازار به سمت خریداران می‌رود. البته به نظر من در صنعت پوشاک، کیفیت اهمیت بیشتری از قیمت دارد.
غنی‌زاده: اما راجع به کیفیت تاییدیه و نظارت جدی وجود ندارد و همان حداقل کیفیت و برخوردار بودن از استاندارد مطرح است و امکان دارد یک محصول کیفیت بالایی نداشته باشد.
کاخکی: بله، دقیقا همین طور است.
غنی‌زاده: در مورد صادرات، آیا درخواست‌ها از سوی طرف خارجی است یا خودمان برای آن بازاریابی می‌کنیم؟ آیا محصولات صادراتی برای کارخانه‌ها و اشخاص خاصی در کشورهای هدف فرستاده می‌شود یا هر سال تنوع پیدا می‌کند؟
کاخکی: درباره این موضوع سازمان توسعه تجارت می‌تواند آمار و توضیحات دقیق ارائه دهد ولی من فکر می‌کنم که بخش عمده بازارهای ما در کشورهای هدف، یک بازار مشخص است که در گذشته بازاریابی شده است.
چرا قراردادهای کلان برای واردات پوشاک با کشورهایی بسته می‌شود که تولیداتشان از لحاظ کیفیت قابل رقابت با کشورهای اروپایی نیست؟
غنی‌زاده: مستحضرید که حتی در کشور چین هم تولیدات با درجه‌بندی‌های کیفی مختلف تولید می‌شود. مشکل این نیست که با کدام کشور قرارداد بسته می‌شود، مشکل اینجاست که محصول خریداری‌شده چیست، چه کیفیتی دارد و خریدار با چه تخصصی وارد معامله و عقد قرارداد می‌شود. در حوزه تجارت، این بحث مطرح است که باید افرادی را تربیت کنیم که بین‌المللی فکر کنند ولی محلی عمل کنند. اکنون چنین تاجرهایی در کشور ما اندک هستند که در تجارت بین‌الملل دانش کافی داشته باشند و بتوانند وارد مذاکرات فرامرزی شوند.
در بحث‌های گذشته پیشنهاد دادیم که فارغ‌التحصیلان کشور در رشته‌های بازرگانی و اقتصاد به جای فعالیت در حوزه‌های غیرتخصصی در اتاق بازرگانی و اتاق تعاون به صورت استاد – شاگردی یا آموزش حین خدمت تعلیم داده شوند تا بتوانیم در قراردادهای کلان کشور، برگ برنده را در اختیار داشته باشیم.
افرادی که اقتصاد را درک می‌کنند، می‌توانند با دانش خود در حوزه‌های مختلف از جمله همین صنعت نساجی، مذاکرات و خریدهای مناسب داشته باشند و محصولات ایران را نیز در بازارهای مناسب به فروش برسانند. همانطور که فروش خوب می‌تواند تحسین را به همراه داشته باشد، خرید خوب هم می‌تواند مورد تشویق واقع شود.
بنابراین بحث بر سر این نیست که از کدام کشور خرید می‌کنیم، بلکه مشکل ما روش‌های خرید، نوع قرارداد بستن و آگاهی لازم افراد فعال در این حوزه است که متاسفانه افراد بی‌تجربه و بدون علم ضررهای زیادی را به کشور تحمیل می‌کنند. اشخاص زیادی با سرمایه اندک وارد یک کشور می‌شوند و اجناس خریداری‌شده را در بازار ما می‌فروشند که این موضوع هم عوارض اقتصادی و بهداشتی را برای کشور به همراه دارد. برای رفع چنین مشکلاتی پیشنهاد ما این است که باید اشخاص در اتاق بازرگانی و نهادهای تخصصی مثل اتحادیه‌ها، تربیت شوند که نحوه درست خرید را بلد باشند.
آمارها نشان می‌دهد که در حال حرکت به سمت افزایش صادرات و کاهش واردات هستیم، اما بازار حکایت از شرایط دیگری دارد. قاچاق پوشاک و منسوجات اکنون در چه شرایطی است؟
اجتهادی: امکان تولید اغلب کالاها در کشور مهیاست ولی متاسفانه می‌بینیم که روند قاچاق چنین کالاهایی به کشور روز به روز گسترش پیدا می‌کند. مدیر دفتر آمار به واردات قانونی اشاره داشت، من آمار قاچاق را اعلام نمی‌کنم اما بیشتر پرونده‌هایی که در مورد واردات غیرقانونی تشکیل می‌شود، مربوط به قاچاق پوشاک است.
فعالان قانونی واردات و متهمان به قاچاق پوشاک علت عمده قاچاق پوشاک را میزان تعرفه می‌دانند. تعرفه‌ها مشکلات اساسی را در شکل گرفتن قاچاق ایجاد کرده که اگر بخواهیم موانع مربوط به ورود قانونی کالاها بخصوص پوشاک را مطرح کنیم، یکی از علت‌های اساسی همین مانع تعرفه است. عمده مراجعه‌کنندگان دلیل قاچاق را فرار از تعرفه بالای واردات پوشاک عنوان می‌کنند.
برای واردات هر کیلوگرم پوشاک باید 25 هزار تومان پرداخت شود که تحت هیچ شرایطی برای وارد‌کننده به‌صرفه نیست که این مبلغ را پرداخت و مشکلات مراحل اداری را تحمل کند تا کالایش ترخیص شود. حتی عده‌ای، پوشاکی را که باید از بندرعباس و گمرک شهیدرجایی ترخیص شود، به کشور عراق ترانزیت می‌کنند و حاضرند این هزینه را بپردازند و پوشاک را به مرزهای شمال‌غرب کشور ببرند و از آنجا به کمک واسطه‌هایی که تحویل در تهران را تضمین می‌کنند، کالاهای قاچاق را به شهرها وارد ‌کنند. متهمان به ما می‌گویند وقتی که می‌توانیم کالا را به این صورت وارد کشور کنیم، نه بروکراسی اداری داریم و نه مبلغ بالای تعرفه را پرداخت می‌کنیم.
غنی‌زاده: اینجا یک پرسش به ذهن می‌رسد، یکی از گفته‌های شما این بود که این اشخاص هزینه‌های بالایی را متحمل می‌شوند تا از طریق مرزهای غربی کالا را به تهران وارد کنند. آیا قیمت پارچه تولید داخل از این محصولات خیلی بالاتر است که حتی با چنین شرایطی نمی‌تواند در بازار رقابت وارد شود یا این که کیفیت لازم را ندارد؟
اجتهادی: یکی از موانع برای ورود قانونی، تعرفه است. البته این موضوع یک دلیل منطقی به شمار نمی‌رود.
غنی‌زاده: یعنی کسانی که میزان تعرفه را مشخص می‌کنند با شرایط بازار آشنا نیستند؟
اجتهادی: بله، چنین موضوعی مطرح است اما کسانی که تعرفه‌ها را تعیین می‌کنند، عقیده دارند که ظرفیت کافی برای تولید آن کالا در کشور وجود دارد و با تنظیم تعرفه سعی در جلوگیری از واردات و تقویت تولید داخل دارند. گاهی اوقات در تنظیم تعرفه، بحث وصول عایدات دولت مطرح می‌شود و در مواقعی این بحث مطرح نیست و موضوع تنظیم بازار داخل و حمایت از تولید داخل به میان می‌آید.
یعنی وزارت بازرگانی و وزارت صنایع و معادن و بخش‌های مربوط به تنظیم تعرفه حرف‌های منطقی برای تعیین تعرفه دارند. علاوه بر تعرفه، موانعی مثل تفاوت قیمت و کیفیت نیز مطرح است. کالاهای تولید داخل حتی قبل از انقلاب در حوزه نساجی و در تولید پارچه‌های کت و شلوار دارای برندهای معتبری بوده‌اند اما به‌دلیل مشکلاتی که اکنون برای صنعت نساجی به وجود آمده، کارخانه‌های بزرگ ما هم تولیدات خود را کاهش داده‌اند.
قانون نوسازی صنایع نساجی کشور برای افزایش تولیدات داخل تصویب شده و امیدواریم با ادامه روند نوسازی ماشین‌آلات این صنعت، به نقطه اوج خود بازگردیم.
آیا نباید برای ایجاد انگیزه بیشتر در کارگران و تولید‌کنندگان، اقدامی صورت گیرد. مشاهده می‌شود که برخی خیاطان ایرانی به خارج مهاجرت و در آنجا فعالیت می‌کنند. دلیل این امر چیست؟
غنی‌زاده: هر کارگر و تولید‌کننده‌ای مایل است میزان استقبال از محصول خود را در بازار ببیند و به‌طور ناخودآگاه احساس شرکت در تولید و همراهی با جامعه در او تقویت ‌شود. متاسفانه کارخانه‌های پوشاک و نساجی ما همگام با مد و طراحی روز حرکت نمی‌کنند تا کارگر خیاط احساس کند که تولیدش در بازار با استقبال مواجه است.
همین کارگر در خارج از کشور می‌داند که تولیدش در کجا فروش می‌رود و بازخورد محصولش چیست و با در نظر گرفتن این شاخص‌ها تولید خود را اصلاح می‌کند.
در کشور ما حلقه‌های پراکنده‌ای در حوزه پوشاک و نساجی وجود دارد که باید این حلقه‌ها مثل یک زنجیر به هم متصل شوند تا شاهد ارتقای این صنعت باشیم.



 

کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه گسترش صنعت بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است ©